| | ||||||
| صفحه اصلی تماس با ما نوشتارفرهنگی معرفی کتاب گالری تصاویر فراخوان |
||||||
|
روزنامه سرمایه شماره ۵۳۸ روز شنبه سوم شهريور ماه سال ۱۳۸۶ گفتوگو با ابراهيم مروجي، گردآورنده ۶۵۰ زندگينامهء سه نسل از فرهنگيان گيلان زدودن غبار فراموشي از چهره فرهنگيان خاموش فريده غائب در دشت وسيع «گدوك» در ارتفاعات البرز، همان جا كه سر ميرزاكوچك خان جنگلي بريده شد، با ابراهيم مروجي گفتوگو كردم. پژوهشگر جوان گيلاني كه زندگينامهء 650 فرهنگي گيلان را از لابهلاي برگهاي تاريخ، ناگفتهها و تاريخ شفاهي درآورده است و به قول خودش ميخواهد غبار فراموشي را از چهرهء فرهنگيان خاموش گيلاني پاك كند. جلد اول كتابش هم كه تا پايان امسال منتشر ميشود زندگينامهء 250 چهرهء نسل اول آموزش و پرورشهاي گيلان است. همانها كه در انقلاب مشروطه نقش داشتند، همانها كه اولين مدرسهها را بنيان نهادند و همانها كه اگرچه نيستند، اما فرزندان و نوادگانشان وارث اين فرهنگ هستند. زندگينامهء كدام دسته از فرهنگيان مد نظر شما بوده و ملاك انتخاب چه بوده است؟ اولين معيار انتخابم از زندگينامهء فرهنگياني بود كه حداقل نيم قرن از تاريخ فعاليت فرهنگيشان گذشته باشد و اين كه اين دسته داراي آثار مدون و منتشر شدهاي باشند. بر همين مبنا توانستم با تعداد بسياري از بازماندگان فرهنگيان متقدم در سراسر ايران و يا حتي در كشورهاي مختلف ارتباط برقرار كنم تا زندگينامهها را تكميل كنم. منظورتان از فرهنگيان متقدم چه كساني هستند؟ فرهنگيان متقدم ايران نسل اول و دوم آموزش و پرورش نوين گيلان هستند كه توانستم بيش از 290 نفر از آنان را همراه با عكسهايشان جمعآوري و در جلد اول كتابم تدوين كنم كه قرار است نوروز سالي كه در پيش است، منتشر شود. من در خلال جمعآوري زندگينامهء اين فرهنگيان، به عكسها، دستخطها، نمونههايي از احكام صادره و مهر مدارس دست يافتم و الان يك آرشيو بينظيري جمعآوري كردهام. نسل اول و دوم، آموزش و پرورش گيلان را چگونه شناسايي كرديد؟ بهتر است در ابتدا تاريخي از آموزش و پرورش گيلان بگويم. آموزش و پرورش در گذشته وزارت معارف، اوقاف و صنايع مستظرفه نام داشت كه بعد از سال 1320 و سقوط رضاشاه به وزارت فرهنگ تغيير نام يافت و نهايتا نام آموزش و پرورش را به خود گرفت. آموزش و پرورش در ايران در سال 1289 شمسي تاسيس شد و سال 1298 هم شاهد تاسيس آموزش و پرورش گيلان بوديم. در همين سال دكتر عيسي صديق اعلم با هدف تاسيس مدارس نوين و كنار زدن مكتبخانهها به آموزش و پرورش گيلان روي كار آمد. بنابراين سقف كاري من شناسايي فرهنگياني بود كه در همين دوره فعاليت ميكردند و جالب اين كه براي شناسايي آنها به مطالعهء تاريخ روي آوردم و پيشينهء فرهنگي گيلان را زير و رو كردم. رشت از اولين شهرهايي بود كه در آن مدرسه تاسيس شد. در سال 1278 شمسي سپهدار اعظم تنكابني كه حاكم گيلان بود، يكي از محلات فعلي رشت را به نام باغ سبزه ميدان تاسيس كرد. آن زمان درختستاني انبوه بوده كه با ساختن تفرجگاه، منازل مسكوني و دو مدرسه به منطقهاي فرهنگي تبديل ميشود. از جمله اقدامات سپهدار اعظم تنكابني تاسيس دو واحد آموزشي به نام دبستان «شرف مظفري» در سال 1278 و متعاقبا دبستان «وطن» كه حتي زماني به مديريت ميرزا حسين خان كسمايي از ياران ميرزا كوچك خان و عضو كميتهء ستار در دوران مشروطه درآمده است. از مهمترين چهرههايي كه زندگينامهء آنها را ثبت كردهايد چه كساني هستند؟ جامعهءآموزش و پرورش گيلان صنفي است كه خود را به كار فرهنگي محدود نكرده و در همهء ابعاد شاهد فعاليتش بودهايم. دكتر محمدعلي مجتهدي، بنيانگذار دانشگاه صنعتي شريف و مدرسهءالبرز تهران از جامعهء فرهنگيان گيلان برخاسته است. دكتر محمدمعين از فرهنگ نويسان بنام ايران هم، گيلاني بوده است و يا نتيجهء قائممقام فراهاني به نام بصيرالعداله قائم مقامي كه 96 سال قبل به رشت ميآيد و اولين دبستان دخترانه را در آنجا تاسيس ميكند. جمعآوري زندگينامهء آموزش و پرورشيها چه جذابيتي دارد؟ در وهلهء اول ميخواستم به همنسلان همشهريام بگويم كه پيشينهء آموزشي ما چه بوده است و ما نبايد اسم اين فرهنگيان را به تاريخ بسپاريم و در غبار خاموشي و فراموشي محو شوند.يكي ديگر از انگيزههاي من براي انجام اين كار ديدار با بازماندگان فرهنگيان است كه حالا خودشان به مدارج بالاي علمي رسيدهاند. از جمله پسر يك مدير ساده در دبستان خمام، پرفسور بصيري است كه در «ناسا» به عنوان فيزيكدان متبحر مشغول به كار است يا در خلال همين پژوهشها بازماندگان كريمخان زند، ناصرالدين شاه قاجار و قائم مقام فراهاني را يافتم. هر چند تلخيهايي هم در اين مسير ديدم. چه تلخيهايي؟ بارها پيش آمد كه پشت درهاي بسته ماندم، بازماندگان مرا به خانههاي خود راه نميدادند; چرا كه نتيجهء كارم را بيهوده تلقي ميكردند و حتي سراغ خانوادههايي رفتم كه تاريخ تولد پدرشان را هم نميدانستند. در ميان صحبتهايتان به عكسها، مهر مدارس و تصديقنامههايي اشاره كرديد كه از بازماندگان اين فرهنگيان به دست آوردهايد. قصد داريد با آنها چه كار كنيد؟ يكي از اهداف بلندمدتم تاسيس موزهء آموزش و پرورش گيلان است. دوست دارم اين محل به كانوني براي آمد و شد فرهنگيان تبديل شود و نيز بتواند شكاف نسلي فرهنگيان را كاهش دهد. بهترين عكسي كه تاكنون به دست آوردهاي چه بود؟ عكس دبستانهاي قديمي رشت مثل دبستان اخوت يا تصديقنامهها و كارنامههايي كه در دوران مشروطه صادر شدهاند. مهمترين اشكال اين پژوهش از نظر خودت چيست؟ هيچ اثري يا اولادي از بعضي از فرهنگسازان پيشگام گيلان باقي نمانده و تحقيقات دربارهء آنها متكي بر تاريخ، روايات شفاهي شاگردان قديمي و بستگان دور است پس دخل و تصرف در اين تاريخ شفاهي ممكن است وجود داشته باشد اما با اكثريت بازماندگان 290 فرهنگي توانستم ارتباط بگيرم.گيلان پارهاي از تن ايران بخشي از تاريخ آموزش و پرورش ايران را شامل ميشود. بنابراين روشن كردن تاريخ تاريك اين نسل الزامي است. شيرينترين خاطراتتان در طول انجام اين پژوهش چه بوده است؟ ارتباط عاطفي من با خانوادهء فرهنگيان كه هم شيرين است هم تلخ. چرا كه شاهد درگذشت چند نفر از فرهنگيان بودم كه از نظر عاطفي وابسته به آنها بودم. زندهياد احمد مهان و محمدتقي ميرابوالقاسمي كه اينها در واقع نسل سوم آموزش و پرورش محسوب ميشدند.به ويژه از دست دادن تشويقهاي عاطفي آنها به من ضربه زد. هر چند اين توصيه به من شده بود كه با نسلي سرو كار دارم كه رو به اضمحلال هستند. بنابراين نبايد وابسته شوم و من هم سعي ميكنم نگاه حرفهايتر داشته باشم. فكر ميكني اگر پدربزرگ خودت زنده ميبود، ميتوانستي با او اينقدر رابطهء عاطفي برقرار كني؟ با توجه به تفاوت سني كه با هم داشتيد؟ سعي ميكردم. چرا كه يكي از اهدافم از انجام اين كار ترميم شكاف نسلي و ارتباط دادن نسل جديد با نسلهاي گذشته است
|
||||||
|
Copyright 2005-2006 www.FarhangeGilan.com All rights reserved |
||||||